.::روز دانشجو::.

بسم الله<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ساعت 8 به زور بيدار شد، يه جوري لباس­هاش رو پوشيد كه اينگار ميخواد بره ميدون جنگ! زير لب دائماً غرغر مي­كرد كه: من به مامانم گفتم اين رشته­ي مورد علاقه­ام نيست. اما نمي­دونم چرا با ملاقه افتاد به جونم. گفت:‌ بچه! 10 ساله داري كنكور شركت مي­كني. تو بهتر از اين قبول نمي­شي.
خودش رو رسوند به اتوبوس و بعد از چند دقيقه سر كلاس درس حاضر شد. خوبي­اش اين بود كه كلاس شلوغ بود و وسائل خواب هم فراهم! پس چرا تعلل!
بعد از گذشت حدود 1 ساعت و نيم، يعني آخراي كلاس،‌ با يه پس گردني رفيقش بيدار شد: فلاني! داره حضور غياب مي­كنه.
-          اوكي! من بيدار بودم. تو كل كلاس پشت چشمم باز بود… .
-          آقاي فلاني!
-          حاضر استاد!!
حضور فعال اين دانشجو واقعاً‌ تعجب­انگيزناك بود. خوب! كلاس بعدي كي هست؟ به­به! دوساعت و نيم ديگه! نمازخانه جان! هميشه دوستت داريم! اوه! اما بايد طبق برنامه مي­رفت كتابخانه تا درس(!!) بخواند... حالا بعداً مي­خواند.الان حسش نيست!
دو ساعت بعد:
بازهم يك پس­گردني… كلاس داريم…‌پاشو… از پله­ها رفت بالا … از دور در برد يك كاغذ سفيد با ماژيك قرمز دلربايي مي­كرد… خوش به حالت مخاطب­هاش… رفت جلو…: «كلاس ايكس استاد ايگرگ برگزار نمي­شود! لطفاً !!! » داشت بال درمي­آورد… كلاس بي كلاس! خوابگاه عزيزم…
راستي! يادت باشه كه يادم بندازي كه يادش بندازم براي فردا برنامه­ريزي كنه. خودش بهم گفت كه بهش يادآوري كنم!
موفق باشد!

 

با تشکر از تمام دوستانی که نظر دادند:
آقا سیدمحمدباقر موسوی – خانم مرضیه(وبلاگ به نام حضرت دوست) – آقا مجتبی(وبلاگ مهراوه من) – یه مسافر(وبلاگ صبا) – خانم دلارام(وبلاگ مچول کوچول) – مديريت وبلاگ سيد – مدیریت وبلاگ صلیب نقره ای – خانم زهرا(وبلاگ کیمیای ناب) – مدیریت وبلاگ میثاق با شهدا – مدیریت وبلاگ مشکات – حمید دادا(وبلاگ حکمت تازیانه) – مدیریت وبلاگ خیبرشکن – مدیریت وبلاگ فلسطین – آقا مصطفی(وبلاگ آب و شراب) – مدیریت سایت عاشوراییان – خانم ندا(وبلاگ پيامبر و ديوانه)
/ 9 نظر / 21 بازدید
يه مسافر

سلام حسن آقا. خوبي برادر؟ ايني كه گفتي عادت خداپرستي خيلي از ماها هم هست ! از جمله خودم !!!

عاشورائیان

بسم الله // بهش یادآوری کن ... برنامه ریزی کنه خوبه، چون آدم بعدا پشیمون میشه ... مثل من که برنامه ریزی نداشتم و به زور سال 82 تونستم پایان نامه دانشگاه رو جمع کنم و بعدا پشیمون شدم ... یا حق

افق بي انتها

خوب بو د... ولي نه به خوبي اون حديث قشنگي كه گفتي ، نه به خوبي اون مطلب (من و تو يه ملاقات) ....موفق باشي

سید محمد باقر موسوی

با سلام روز دانشجو را به تمام دانشجويان عزيز تبريک ميگويم مخصوصا حسن اقا همکلاسی عزيز .

امید

سلام وبلاگ قشنگی است.موفق باشی .بخصوص لینکهای قشنگ و خوبش . در پایان روز دانشجو رو هم تبریک میگم . ارزوی موفقیت برای همه دانشجویان عزیز را دارم

حميد دادا

سلام.من را به خاطر ات خوش دوران دانشجويی بردی.يادش بخير.ايام خوبی بود که شايد خيلی قدر ندونستيم.پيشاپيش ميلاد مسعود ثامن الحجج آقا علی بن موسي الرضا(ع)را تبريک می گويم.

مسافر سکوت

سلام... خوبی... اين قسمتی که توی آپديت قبليت داشتی (يک لحظه تامل) خيلی جالب بود... پيشنهاد ميکنم باز هم اين قسمت رو ادامه بده... البته مربوط‌تر... راستی اين زندگينامه چقدر شبيه زندگينامه‌ی من بود... ببينم رشته‌ات چيه؟ من حقوقم...

مشکوة

سلام علیکم ......... ولادت حضرت ثامن الائمه رو به شما تبریک عرض می کنم ..... همیشه سلامت و تندرست باشید ......یاعلی

mojtaba

سلام...خوبی شما .....موقعی که دانشگاه ميرفتيم ميگفتيم کی باشه فارغ تحصيل بشيم حالا که تمام شديم و بيکار نشستيم.... قدر ميدونيم!!!به هر حال هر چنددير شده اما... روز دانشجو به شما و تمام بر بچز دانشجو تبريک ميگم..التماس دعای فرج ..يا حق.