يک هديه ی ساده و يک خبر و...

سلام؛

این هفته هم ادامه ی مطلب هفته ی قبل رو می نویسیم.اگر مطلب هفته ی پیش رو نخوندید معطل نکنید!چهار-پنچ خط بیشتر نیست...

04.gifساعت چند...::::ساعت 4:25 بعد از ظهر بود.بنده خدا امین خسته شده بود.از رضا ساعت رو پرسید:«رضا...ساعت...چند چنده؟؟!!...»رضا هم که ماشاءالله کم نمی آورد در حالی که داشت از خنده می ترکید جواب داد:«ساعت 4-5 به نفع عقربه بزرگه است.عقربه بزرگه خیلی پیشرفت کرده...نه؟!!!»

04.gifکل شلوار!!!::::آقا خل بودیم دیگه.یه وقت کل ریش و سیبیل می ذاشتیم.یه وقت کل دماغ(منظورم بینیه!).این دفعه هم کل شلوار گذاشتیم!هر کی شلوارش بیشتر جیب داشت دیگه خیلی باحال بود!!امین هم که بعدا ایشان لقب سلطان السوتی را از آن خود کرد،هیجان زده و جو گیر از یکی از بچه ها پرسید:«ببینم!تو شلوارت چند تا جوب داره؟؟!!»دیگه ترکیدیم از خنده...جای شما خالی!

04.gifیک سوال فیزیک!::::روز های آخر بود و همه قاطی کرده بودند.محمدامین هم از این قاعده مستثنی نبود.بنده خدا از قیافه اش معلوم بود که بدجور سوال فیزیکش گرفته! من هم خیلی برادرانه گفتم:«محمدامین جان!سوالت را بپرس»و او هم خیلی خوشحال و ذوق زده پرسید:«m1ginus c چی می شه؟»...مگه می شد جواب داد؟آخه جفتمون ولو شدیم رو زمین...البته از خنده!

04.gifامشب مراسم نداشته باشیم؟::::شب اربعین یه مراسم گرفیتم که خودمون موندیم تو کفش.جاتون خیلی خالی بود.حسابی حالی بردیم.خدا رو شکر مسولین اردو هم باهامون همکاری کردند و گذاشتند تا ساعت 1:30 هر کاری دلمون می خواد بکنیم.(البته منظورم سینه زنی و عزاداریه ها!)گذشت و روز اربعین شد.با بچه ها صحبت کردیم که امشب هم برنامه داشته باشیم یا نه؟جعفر گفت:«نه آقا!همین دیشب رو داشتیم خیلی مسئولین اردو رو تو زحمت انداختیم بسه دیگه.مزه ش هم میره.»اینو که گفت امین(همان سلطان السوتی)قاطی کرد و گفت:«شام غریبان اربعین نمی خوایم مراسم داشته باشیم؟!!»و باز هم ترکیدیم...البته از خنده!

این داستان ادامه ندارد!

این هم از خاطرات کنکور...خوش گذشت...

========================

یک هدیه ی ساده ی ساده و یک خبر!

32.gif>هدیه>>>>>اگه می خواید کفتون ببره Ctrl+A را نگه دارید و  عکس زیر را ببینید.......

 Press Ctrl+A

کفتون برید؟حال کردید؟

32.gif>و اما خبر!خبر مهم!!!!!!>>>>>ما ذهنیاتمون تراوش کرد و لامپ ذهنمون یکهو روشن شد و به این نتیجه ی زیر رسیدیم:

یک وبلاگ 11.gif35.gifدیگه...البته به زبان اجنبی14.gif...برای دوستان اجنبی مون...برید ببینید درباره ی چیه؟

یا علی مدد

/ 9 نظر / 11 بازدید
دلارام

همه اش جالب بود ولی آخریش جالب تر.راستی عکس هم خیلی قشنگه وبلاگ اجنبی ات رو هم خوندم. ما تو را تنها نمی ذاریم.

مجتبي.م

خيلی قشنگ بود و جذاب. فقط يه جاش خيلی به دل نمی نشست.اين که روز اربعين آدم بخواد از خنده بترکه چيز چندان جالبی فکر نکنم باشه با اين حال هرکس عقيده ا ی داره و عقيده ی همه قابل احترام. موفق باشی يا علي

leila

وبلاگ اجنبيت جالب بود. کمک خواستی بگو من نمی دونم در چه موردی می تونم کمکت کنم ولی اگه کاری داشتی بگو. اگر بتوانم دريغ نمی کنم.

rahim

in avalin bar ast be weblog shoma sar mizanam weblog khobi darid.khaste nabshid ye sari be ma bezanin.nazareton darbare tabadol link chist.

میثم

سلام به حسن آقای گل...راستش تازه ۱ ساعته رسيدم تهران.... آفلاينتو ديدم و گفتم يه سری بزنم..انشا ال...فردا کامل مطالعه ميکنم..راستی امام رضا سلام رسوند....

يه منتقد(اسممو نگم بهتره)

عجب آدمی هستی تو!اين عکس چيه؟تو وبلاگ امام حسن(ع)اصلا اين عکس جايی داره؟نمی دونم چه جوری می خوای توضيح بدی؟خاک بر... .اسمم رو هم نگفتم رابطمون خراب نشه ديوونه ی روشن فکر!

محب ولايت

سلام علیکم ؛ پيشاپيش ولادت فرخنده‌ی مظهر ليلةالقدر و نورالانوار الهی، حضرت زهرای مرضيه سلام الله علیها را صمیمانه خدمت شما و خوانندگان وبلاگ زیبایتان شادباش و تبريک عرض می‌نمایم ... و من الله التوفيق و عليه التکلان . اشهد ان عليا ولی الله

دلارام

وای چه منتقد بی ادبی توی وبت نظر داده خوب بود اسمش رو می گفت دیگه باهاش حرف نمی زدی بی ادب می شی ها! بعدشم بعضی ها یه نماز می خونن صد دفعه جانماز آب می کشن. من نمی دونم این عکس کجاش ایراد داره و با شئونات اسلامی ما نمی خونه؟ بگید ما هم بدونیم. اگر هم بلدید این تکنیک رو که من نمی دونم اصلا کار راحتیه یا نه در مورد عکس های مذهبی به کار ببرید و اینقدر فقط حرف نزنید.

pooria

حسن جان وبلاگ بسیار عالی دارید خسته نباشید.