لحظات آرام

ای عشق من، روشنايی شامگاه از برق چشمان تو نور می گيرد

جرعه ای ديگر بنوش و در کنارم باش

تمام کارهايی را که قبل از رفتنت در اين بامدادان کرده ای به من بازگو،

وه، اين لحظات آرام مرا به وجد می آوردند، نبايد آنها را از دست بدهيم...

مردم همه جا يک جورند، آنقدر گرفتارند که  با هم کنار نمی آيند.

پس اين لحظات آرام مرا به وجد می آورد،

تا فقط در کنارت باشم و آن گه به دورها بروم.

 از ترانه های کريس دِ برگ

 

از اين که يکسال شکسته و بسته وبلاگ را به روز می کردم خوشحالم.آرزوی تمام خوبی ها را برات می کنم.

خدانگهدارتون

/ 4 نظر / 15 بازدید
قمرعشق

سلام علیکم ... ای که بستی ره به زهرا در میان کوچه ها .....گردنت را می شکست آنجااگر عباس بود

سلمان عبداللهي

سلام. اگه خدا بخواد روزهای صفردار ماه مزاحم ميشم. دهم و بيستم و سي ام. سری بزنيد خوشحال ميشم. يا علی

الله رمز وجودی من

سلام دوست عزيز. وبلاگ جالبی داريد با نوشته های قشنگ و خواندنی. اميدوارم همواره و هميشه موفق باشيد. اگر خواستيد سری هم به وبلاگ من بزنيد. خوشحال می شوم. خدا نگهدار