به‌زيرپافتدآن‌دلی‌که‌بهرتونلرزد

با سلام

قبل از هر چيز فرا رسيدن دهه‌ي مقاومت و پايداري و زنده شدن دوباره‌ي اسلام در ايران خوبمان را به شما عزيزان تبريك و تهنيت عرض مي كنم و از اينكه نتوانستم در روز عيد سعيد قربان و روز ورود حضرت امام(ره)به ايران،مطلبي در وبلاگ بزنم عذر مي خواهم.در مشهد هم نايب الزياره‌ي همه‌ي دوستان وبلاگ نويس هم بوديم.

قصد ما در اين دهه اين است كه از خوبي هاي خوبان مبارزمان در آن روز ها سخن به ميان آوريم تا همه بدانند كه اين انقلاب راحت به دست نيامده است و هيچ گاه به هيچ احدي اجازه نخواهيم داد كه آن را از ما بگيرد...هيچ گاه...

327.jpg

{{{{انقلاب === The Revolution}}}}

بچه ها بيدار شويد،نوري در پنجره افتاده،
مي توانم بشنوم كه كسي در مي زند،
سر و صدايي در خيابان است،
و صداي پاهايي در حال دويدن،
آن ها اين كلمه را نجوا مي كنند ــ
«انقلاب!»

مرداني از بالاي دره پايين مي آيند،
كشتي هاي بزرگي دور از ساحل آرميده اند،
و آن ها چراغ هايي را
در تاريكي شب،با خود مي برند،
مانند نجوايي در باد ــ
«انقلاب!»

تفنگم را بياور و يك مشت نقره،
كنار دريا براي جنگ دور هم جمع خواهيم شد،
سال ها قبل اشك هاي زيادي ريخته شده،
ما قبلاَ يك بار باخته ايم،
و حالا حسابمان را تسويه خواهيم كرد،
وقتي گلوله هايمان خواهد غريد ــ
«انقلاب!»

از ترانه هاي كريس دِ برگ

342.jpg

{{{{نگران نباش.خوب مي شن!}}}}

خبر آوردند دستگير شده.با دو نفر ديگر اعلاميه پخش مي كردند.آن دو تا زن و بچه داشتند.احمد همه چيز را گردن گرفته بود تا آن ها را خلاص كند.
ما در رفته بود ملاقات.ديده بود ضعيف شده.كبودي دست هايش را هم ديده بود.
-احمد جان!دستات چي شده؟
خنديده بود.
-تو رو خدا بگو.
-جاي دست بنده.مي بندن دو طرف تخت،شلاقم مي زنن.تقلا مي كنم كه طاقت بيارم.
ساكت شده بود.بعد باز گفته بود:«نگران نباش.خوب مي شن.»

از خاطرات جاويد الاثر حاج احمد متوسليان - كتاب يادگاران - روايت فتح - ص 8

{{{{الآن رو ببين!}}}}

يك بار ازش پرسيدم:«قضيه‌ي زندان رفتنت چي بوده،حاجي؟»
جواب نداد.خودش را به كاري مشغول كرد.
-حاجي هفده شهريور چي كار مي كردي؟وقتي امام اومد توي كميته‌ي استقبال بودي؟
اخم هايش رفت تو هم.
گفت:«تو با قبل چي كار داري؟ببين الآن دارم چي كار مي كنم.»

از خاطرات جاويد الاثر حاج احمد متوسليان - كتاب يادگاران - روايت فتح - ص 11

727.jpg

{{{{من دلم به حال تو مي سوزد...}}}}

يكبار دايي ام(شهيد رجايي)با اينكه بسيار كم از خاطرات زندان براي ما تعريف مي كرد گفت:«يك روز شكنجه گر مرا به شدّت شلاق مي زد كه تا حد بيهوشي پيش رفتم،وقتي مقاومت مرا ديد برگشت و گفت:من نمي دانم تو ديگر چه آدمي هستي كه اين همه شلاق مي خوري و اعتراف نمي كني؟من به او گفتم:دلم به حال تو مي سوزد.او وقتي اين حرف مرا شنيد،عصباني شد و بيشتر مرا شكنجه كرد و گفت:فلان فلان شده تو نمي خواهد دلت براي من بسوزد.من به او گفتم:دلم از اين بابت براي تو مي سوزد كه چرا يك انسان مثل تو بايد به اين درجه برسد كه راضي بشود همنوع خودش را اين قدر شكنجه بكند و اين اوج پستي يك انسان است.او هم بيشتر مرا شكنجه كرد.»دايي ام مي گفت:«وقتي مرا بيشتر شلاق مي زد،من به اين فكر بودم كه چطور مي توان اين شكنجه گر را اصلاح و به راه راست هدايت كرد.»

به نقل از:محمد صديقي-از كتاب خلاصه‌ي خوبي ها-ص55-به همت غلامعلي رجايي

{{{{خوشا آنان كه الله يارشان بي...}}}}

يكي از دوستان دوران زندان براي من نقل مي كرد وقتي حسيني،شكنجه گر معروف ساواك(سازمان اطلاعات و امنيت كشور)،آقاي رجايي را شلاق مي زد و شكنجه مي كرد،با كمال تعجب مي شنيد وي مرتباً ذكر «الحمدلله رب العالمين» را تكرا مي كند.لذا با عصبانيت به او گفت: «چرا شكر مي كني؟»

به نقل از:مرتضي ساجدي-از كتاب خلاصه‌ي خوبي ها-ص 56-به همت غلامعلي رجايي

369.jpg

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saleh

در مورد بی بی سی و ... بايد بگم . همان قوه استدلال و تعقلی که بنده را در مقابل سيمای لاريجانی و روزنامه های کيهان و رسالت به تحليل دعوت می کند در مورد شبکه های خبری ديگر هم به همين ترتيب است . فکر نکن اسلام و حقيقت مطلق در اين صدا وسيمای ايران وجود دارد . و اخبار واقعی را به شما ارائه ميد هند . همانطور که شبکه های خارجی هم حقيقت مطلق نيست . و سفارش می کنم که شما هم زياد به سيمای لاريجانی و دوستان بها ندهيد و دل نسپاريد . شايد الجزيره خوب باشه که نه مال کفار و دشمنان انقلابه و نه مال امريکاست تاز ه مسلمان هم هستن .

saleh

ضمن پوزش بابت حجم بالای مطالب . از پايين به بالا ملاحضه بفرماييد .

dyafeh

سلام.ديروز تلوزيون قسمتهايی از زندانهای ساواک و شکنجه و شکنجه گر ها رو نشون ميداد.واقعا وحشتناک بود.آدم به چنين جايی برسه که با يک انسان چنينی کاری رو بکنه.راستی عيدهاتون مبارک

mm

يعنی می شه حاج احمد پس از ۲۱سال برگرده !!

gomgashteh

سلام. منم تبريک ميگم فرا رسیدن ۲۵ سالگرد انقلاب اسلامیمون رو. زيارت قبول باشه.

عليرضا

سلام عرض شد اخوی. زيارت قبول باشد. ببخشيد نتوانستم سر بزنم. حتما نائب الزياره بوده ايد. انشاءالله قسمت شود کربلا. من فقط به اين آقا صالح می گم برود و سوال کند آيا مردم به همين عده ای که رد صلاحيت شده اند رأی می دادند يا خير؟ ياعلی، التماس دعا

علي شايق

سلام // عزيز دلم داداش گلم تو هم چون می دونی يه ديوونه تو اين دنيا بيشتر نداری اون هم حقيرم دلمو می کنی و مي بری بابا ما کوچيکتمی اوچيکتيم ما خرده ريزتيم ما سوسکيم ما ساستيم ديگه چی بگيم که قبول که تو دلمون يه خونه داری به چه بزرگی بابا هرکی سر سفره امام حسن مجتبی بشينه ارباب منه آخه من غلام غلامان حسنم

فريادنهان

سلام نمی دونستم براي عرفه داری ميری مشهد. زودتر خبر ميکردی.يا حق

mohammad

http://www.baztab.com/index.asp?ID=13533&Subject=News