.::فشنگ خشابتيم::.

سلام؛

ياد باد آن روزگاران ياد باد....

ما هم يك بار آمديم مثل همه,تعارف تكه پاره كنيم و قاطي بقيه بشويم.اما نمي دانستيم كه اين حرف ها به ما نيامده و به اين سادگي نمي شود اهل يك فرقه اي شد.معمول بود كه اگر كسي به كسي مي گفت:((ما نوكرتيم)),او بلافاصله جواب مي داد:((ما بيشتر))يا اگر به يك كسي كه به مقامي رسيده بود مي گفتند:((بابا!زير پايت را هم نگاه كن.))يا((پايت را كه بلند كني ما را هم مي بيني.))او برمي گشت بالاي سرش را نگاه مي كرد.يعني جاي شما اينجاست و به اين وسيله ابراز تواضع و فروتني بيشتري مي كرد.

اما گويا نوبت به اوليا كه رسيد آسمان تپيد.اينجا بفهمي نفهمي مثل اين كه با شهر كمي توفير داشت.بزرگ و كوچكي به سن و سال و قد و ريزو درشتي نبود.و چيزي كه دكان هيچ عطاري پيدا نمي شد تعرفات بود و تصنع كردن.

يادم نمي رود كه وقتي براي اولين بار به يكي از همين بر و بچه هاي بسيجي كه خيلي هم اتفاقا از من كوچكتر بود و با هم صميمي بوديم به شوخي گفتم:((فشنگ خشابتيم!))او هم به قول قديمي ها نه گذاشت و نه برداشت.خيلي سخاوتمندانه جلوي همه برگشت و گفت: ((باش,باش تا عوضت كنم.))ما را مي گويي؟رنگ داديم رنگ گرفتيم.تصورش را هم نمي كردم كه اينطوري بودن ملاحظه از جلوم دربيايد.ديگر همان شد.هنوز كه هنوز است جرئت نمي كنم به كسي از اين تعارفات بكنم.

585.jpg

برگرفته از كتاب فرهنگ جبهه/ج3
سيد مهدي فهيمي

با سلام از تمامي دوستان براي همراهي اينجانب تشكر مي گردد:

آقاي/خانم ... -- سفر عشق(دل شكسته) -- خانم دلارام -- ميثم اس اس 2004(آقا ميثم گل) -- فدك110(عشاق الزهرا(س)) -- صيغه(علي سزاوار.توضيح:به نظرم سايت جالبي نيامد.نمي دونم.شايد شما نظر ديگه ايي داشته باشيد.) -- ايران دانش 2004(آقا جعفر) -- صحراي عشق(بهشت) -- صادق(فجر صادق) -- خيبر شكن

/ 21 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوفيست

باذنك/ ماندن در صف اصحاب عاشورايي امام عشق تنها با يقين مطلق ممكن است...و اي دل!تو رانيز از اين سنت لا يتغير الهي گريزي نيست.نپندار كه تنها عاشوراييان را بدان بلا آزموده اند و لا غير...صحراي كربلا به وسعت همه تاريخ است...شهيد مرتضي آويني/فتح خون.

شريف

با سلام و درود بر شما. لااقل امشب با ورود به وبلاگ شما به ياد برخی از ياران قدیمی افتادم. واقعاٌ بايد گفت ياد باد آن روزگاران ياد باد. در پناه حضرت حق نیک‌بخت و تندرست باشيد.

وصال

می فهمم چه حالی بهت دست داده در برخورد با اين جور آدما.خوشابه سعادتشون

sadegh

کتاب در شهر به دنبال شهیدان می گردم رو اگه پیدا کردی بخون! یه روز توی هوای نجف بودم که علی (ع) اومد گفت پاشو بریم سر منزل مقصود گفتم علی اگه کارت شناسایی داری نشون بده!!! یه نهج البلاعه به خط کوفی از عباش در اورد که من تازه شمشیر شو دیدم !!!! دوبار با لهجه فصیح عربی گفت « وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ » گفتم یا علی !!!... دنبالش رفتم تا اونجایی که باید رفت و دیگه برنگشت. ... اگه حال داشتی یه دعایی برای ما بخون!!!! اوضام خیلی خرابه به مولا. یافاطمه

sadegh

سلام خسته نباشد معلومه کجایی مومن؟ یه سری بزن ارشادمون کن خوشحال می‌شم!‌ یافاطمه// آي عاشقان! من به نرخ روز زندگي نمي كنم! من خداي را به نرخ روز بندگي نمي كنم! من به نرخ روز زهر مي چشم! زهر فقر! زخم مي خورم! درد مي كشم! من به نرخ روز تازيانه مي خورم! من به نرخ روز سهم خويش را از اين تورم و ورم گرفته ام ولي من به نرخ روز زندگي نمي كنم! من خداي را به نرخ روز بندگي نمي كنم! من به نرخ روز نان كه هيچ آب هم نمي خورم! همچنان كه ماه هاشمي تبار من نخورد در كوير كربلا در بلوغ تشنگي در كنار رودخانة فرات./// راستی کامنت زير رو من نگذاشتم خيلی دوست دارم اين دوست با مرام يع ايميل بهم بزنه و خودش رو معرفی کنه. بگذريم. خدا شما و ايشون را با السابقون محشور کنه. در ضمن علی سزاوار ماهيت خارجی نداره!!! مومن بايد زرنگ باشه نه مومن؟ (اجتنبوا عن مواضع التهم)

sadegh...

چاکريم. من می خوام بدونم اون شیر پاک خورده ای که پیامهای زیر رو گذاشته هدفش چیه. اين حرفهای بی ربط « من به نرخ روز تازيانه مي خورم! » و يا «یه نهج البلاعه به خط کوفی از عباش در اورد» برای چی به من نسبت می ده. داداش اگه شوخی داری برو يه جا ديگه اگه دشمنی يا علی ما سرورمون اسمش حسينه. امام سوم شیعیان که شما ها وهابی ها شهیدش کردین. در ضمن من هميشه از کلمه پيام به جای کلمه خارجکی کامنت استفاده می کنم. از اين به بعد هم اخر اسمم ۳ نقطه می ذارم تا اشتباه نشه. (نفسي علي زفراتها محبوسه يا ليتها خرجت مع الزفرات)

دل شكسته

سلام.....من هنوزم فشنگ خشابشونم به شرطی که عوضم نکنند......خيلی جالب بود....من مطالب اين کتاب را خيلی دوست دارم....به روز شد(با موضوع سفرنامه حاج علی) ....دوست داشتيد تشريف بياوريد.....*اَللّهُمَ الرْزُقْنا توفيقَ الشَهادَة*

ثاقب

سلام. نه تنها از مهرآب که از آب هم سخن می گویی... این بسیجی ها مثل آب زلال بودند.... راستی امروز داشتم روضه حضرت قاسم بن الحسن رو گوش می کردم یاد شما کردم.... التماس دعا. یا حق

موشکی و نظامی

سلام دلاور خسته نباشی // وبلاگ موشکی و نظای با مقاله (( توانايی های ايران در مقابله با تهديدات آمريكا )) بروز شد /// مشرف فرمائيد

علیرضا

سلاموخسته نباشيد ضمنا مطالبتون خيلی خوب بود