امام حسن(ع)؛سیب خوشبو

هفته نامه ای که دیگر در www.sibekhoshboo.ir به روز می شود

.::فشنگ خشابتيم::.
نویسنده : حسن میثمی - ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/۱
 

سلام؛

ياد باد آن روزگاران ياد باد....

ما هم يك بار آمديم مثل همه,تعارف تكه پاره كنيم و قاطي بقيه بشويم.اما نمي دانستيم كه اين حرف ها به ما نيامده و به اين سادگي نمي شود اهل يك فرقه اي شد.معمول بود كه اگر كسي به كسي مي گفت:((ما نوكرتيم)),او بلافاصله جواب مي داد:((ما بيشتر))يا اگر به يك كسي كه به مقامي رسيده بود مي گفتند:((بابا!زير پايت را هم نگاه كن.))يا((پايت را كه بلند كني ما را هم مي بيني.))او برمي گشت بالاي سرش را نگاه مي كرد.يعني جاي شما اينجاست و به اين وسيله ابراز تواضع و فروتني بيشتري مي كرد.

اما گويا نوبت به اوليا كه رسيد آسمان تپيد.اينجا بفهمي نفهمي مثل اين كه با شهر كمي توفير داشت.بزرگ و كوچكي به سن و سال و قد و ريزو درشتي نبود.و چيزي كه دكان هيچ عطاري پيدا نمي شد تعرفات بود و تصنع كردن.

يادم نمي رود كه وقتي براي اولين بار به يكي از همين بر و بچه هاي بسيجي كه خيلي هم اتفاقا از من كوچكتر بود و با هم صميمي بوديم به شوخي گفتم:((فشنگ خشابتيم!))او هم به قول قديمي ها نه گذاشت و نه برداشت.خيلي سخاوتمندانه جلوي همه برگشت و گفت: ((باش,باش تا عوضت كنم.))ما را مي گويي؟رنگ داديم رنگ گرفتيم.تصورش را هم نمي كردم كه اينطوري بودن ملاحظه از جلوم دربيايد.ديگر همان شد.هنوز كه هنوز است جرئت نمي كنم به كسي از اين تعارفات بكنم.

برگرفته از كتاب فرهنگ جبهه/ج3
سيد مهدي فهيمي


با سلام از تمامي دوستان براي همراهي اينجانب تشكر مي گردد:

آقاي/خانم ... -- سفر عشق(دل شكسته) -- خانم دلارام -- ميثم اس اس 2004(آقا ميثم گل) -- فدك110(عشاق الزهرا(س)) -- صيغه(علي سزاوار.توضيح:به نظرم سايت جالبي نيامد.نمي دونم.شايد شما نظر ديگه ايي داشته باشيد.) -- ايران دانش 2004(آقا جعفر) -- صحراي عشق(بهشت) -- صادق(فجر صادق) -- خيبر شكن


 
comment نظرات ()