امام حسن(ع)؛سیب خوشبو

هفته نامه ای که دیگر در www.sibekhoshboo.ir به روز می شود

يا ايها المسلمون اتحدوا...
نویسنده : حسن میثمی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٧
 

خدمت تمامي دوستان خوب سلام؛

اين هفته حسابي براي ما حال گيري بود.جمعه‌ي هفته‌ي پيش كه به شبكه وصل شدم از يكي از دوستان(اسمش بماند)فايلي دريافت كردم و خيلي راحت بازش نمودم.غافل از اينكه... .اين همه به شما مي گفتم ويروسي نشيد...خودم شدم!!!!
به هر حال از همه‌ي دوستان كه بايد خدمتشان مي رسيديم شديدا عذرخواهي مي كنيم و خدا را شكر هم اكنون دستگاهم درست است.

به تمامي دوستان جديدي همچون آقا سعيد؛ كيان و مجتبي كه در اين هفته با وبلاگ آشنا شدند خوش آمد مي گوييم.

قسمت ششم ويژه نامه را تقديم خوانندگان مي كنيم.ولي بالا غيرتاً بخوانيد.فكر نمي كنم 4-5 دقيقه بيشتر طول بكشه.ضمنا يه توضيح را هم دوباره بگم كه متن اين ويژه نامه را خودم نوشتم و به عنوان مرجع از كتاب هاي معتبري چون حماسه‌ي حسيني شهيد مطهري؛سيد الشهدا شهيد دستغيب؛لهوف سيد بن طاووس و چند كتاب ديگر بهره برده ام.ولي اصل متن از خود بنده است.


بخش ششم:

پس از عاشورا

پس از قيام عاشورا در روز عاشورا،سپاهيان يزيد جنايت را به حد اعلاي خود رساندند.ابن سعد به خولي بن يزيد اصبحي و حميد بن مسلم ازدي دستور داد تا سرها را پس از شست و شو به كوفه ببرند و خود نيز پس از يك روز با بانوان حرم حسيني و بازماندگان به كوفه آمد.طبق نوشته هاي مقاتل -مانند لهوف-بانوان حرم حسيني را بر شتراني كه گليم پاره اي بر روي آن ها بود سورا كردند.شتراني كه نه محملي داشت و نه سايباني و در بدترين وضعيت ممكن اسرا را به كوفه رساندند.
قبائل عرب براي دريافت جايزه از يزيد(لعنت الله عليه)سرهاي اصحاب امام حسين(عليه السلام)را كه مجموعاً 78 سر بود را ميان خود تقسيم كردند و به نزد يزيد بردند.به محض اين كه عمر سعد(لعنت الله عليه)از كربلا بيرون رفت عده اي از قبيله‌ي بني اسد آمدند و اجساد مطهر و بي سر شهداي كربلا را مدفون كردند.
پس از رسيدن كاروان اسراي اهلبيت(عليهم السلام)مردم كوفه به خيابان ها ريخته و براي ديدن و تماشاي اسرا جمع شدند.پس از اهانت هاي فراواني كه توسط مردم كوفه به اهلبيت(عليهم السلام) روا داشته شد حضرت زينب(سلام الله عليها)با سخنراني مثال زدني كردم كوفه را منقلب كرد.به طوري كه مردم كوفه شروع به گريه و زاري كردند.در اين حال امام زين العابدين(عليه السلام)فرمودند:«آيا اين شما هستيد كه نوحه سرايي مي كنيد و گريه سر داده ايد؟پس چه كسي ما را كشت؟؟»
پس از آن به دستور ابن زياد كه لعنت خدا بر او باد،سر شريف امام حسين(عليه السلام)در كوچه هاي شهر كوفه گردانيده شد و حال و هواي كوفه را منقلب تر كرد.اما چه فايده؟مردمي كه با استدلال هاي پوچ يزيد به راحتي دعوت حق را كنار زدند و همراه يزيديان به جنگ با خون خدا رفتند،مردمي كه توسط حضرت زينب(سلام الله عليها)آن ها را به نام ذغلباز و بي وفا خطاب نموده،آيا به همين راحتي بخشيده مي شوند؟
بعد از اين وقايع سر شريف امام حسين(عليه السلام)به خاك سپرده شد و كاروان اسرا راهي مدينه شدند.

و الا لعنت الله علي القوم الظالمين من الآن الي يوم الدين

پايان بخش ششم


 
comment نظرات ()