امام حسن(ع)؛سیب خوشبو

هفته نامه ای که دیگر در www.sibekhoshboo.ir به روز می شود

بچگی هام...
نویسنده : حسن میثمی - ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/۱٩
 

سلام؛

يه هفته‌ي ديگه هم گذشت و ما يه هفته بزرگ تر شديم.شايد اين جمله رو خيلي شنيده باشيم.اما اگه چند دقيقه روش فكر كنيم مي بينيم يه عالمه حرف توش داره.فقط همين رو بگم كه وقتي بچه بودم به همين زبون صحبت مي كردم،اما نمي دونم چرا خيلي حرف هام قشنگ تر بود...نمي دونم چرا؟؟؟؟؟؟؟واقعاً چرا؟

در ضمن قسمت هدايا هم راه اندازي شد.البته هفته‌ي پيش راه اندازي شده بود.شايد ديده باشيد!شما مي توانيد در نوار كناري اين قسمت را بيابيد.هر دو هفته يك بار اين قسمت به روز مي شود كه شامل مطالب آموزشي،عكس ها و... مي باشد.اين هفته موضوع هديه‌ي گروه به شما خواننده‌ي عزيز «در غم بم»است كه شامل يك عكس تمام صفحه از اين فاجعه‌ي دلخراش مي باشد.

حديث اين هفته:(سعي كنيم بهش عمل كنيم...):

هَلاكَ النّاسِ في ثَلاثٍ:اَلْكِبْر وَ الْحِرْص وَ الْحَسَدُ===هلاك مردم در سه چيز است:تكبر،حرص و حسد.======امام حسن عليه السلام

 

{{{{{سزاي قسم دورغ}}}}}

در زمان امام مجتبي(ع)مردي به دروغ مدعي شد كه:«من هزار درهم از حسن بن علي(ع)مي خواهم.»

حضرت با آن مرد براي محاكمه به نزد شُرَيْح قاضي رفتند.شريح رو به امام حسن(ع)كرد و گفت:

«شما قسم مي خوريد كه بدهكار نيستيد؟»

حضرت فرمودند:«اگر اين مرد قسم بخورد من اين پول را به او مي دهم.»

شريح رو به آن مرد كرد و گفت:«بگو:

بالله الذي لا اله الا هو عالم الغيب و الشهاده.»

«سوگند بدان خدايي كه معبودي حز او نيست داناي غيب و شهود.»

حضرت مجتبي(ع)رو به آن مرد فرمود:

«نه!نمي خواهم اين گونه قسم بخوري،زيرا در آن خداوند را به وحدانيت و عظمت ياد مي كني و خداوند حيا مي كند كه بنده اش را در اين فرض گرفتار كند؛پس بگو:

«بالله ان لك عليَّ هذا؛و خذ الالف.»

«به خدا قسم من اين مبلغ را از تو طلبكارم؛و دنبال آن هزار درهم را بگير.»

مرد همانگونه قسم خورد و پول را گرفت ولي به محض آن كه از جا برخاست به صورت بر زمين افتاد و مرد.

مناقب شهر آشوب،ج4،ص7-بحارالانوار،ج43،ص237

 

{{{{{من يك سِنت پيدا كردم...}}}}}

پسر كوچكي،روزي هنگام راه رفتن در خيابان،سكه اي يك سنتي پيدا كرد.او از پيدا كردن اين پول،آن هم بدون هيچ زحمتي خيلي ذوق زده شد.اين تجربه باعث شد كه او بقيه روز ها هم با چشم هاي باز سرش را به سمت پايين بگيرد(به دنبال گنج!).او در مدت زندگيش؛296 سكه‌ي 1 سنتي،48 سكه‌ي 5 سنتي،19 سكه‌ي 10 سنتي،16 سكه‌ي 25 سنتي،2 سكه‌ي نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده‌ي 1 دلاري پيدا كرد.يعني در مجموع 13 دلار 26 سنت.

در برابر به دست آوردن اين 13 دلار و 26 سنت،او زيبايي دل انگيز 31369 طلوع خورشيد،درخشش 157 رنگين كمان و منظره‌ي درختان افرا در سرماي پاييز را از دست داد.

او هيچ گاه حركت ابر هاي سفيد را بر فراز آسمان ها در حالي كه از شكلي به شكل ديگر در مي آمدند، نديد.پرندگان در حال پرواز،درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر،هرگز جزيي از خاطرات او نشد.


در ضمن از اينكه جواب كامنت ها رو نمي رسم بدم شرمنده.آخه ديگه وقت امتحاناس.البته اين هفته تموم مي شه.دل همه‌ي دانشگاهي ها بسوزه!!!!!!!

به وبلاگ هاي شب باراني؛مسافر ثانيه ها و شيعه و سايت ايران دانلود هم يه سر بزنيد.


 
comment نظرات ()