امام حسن(ع)؛سیب خوشبو

هفته نامه ای که دیگر در www.sibekhoshboo.ir به روز می شود

و نترسيم از مرگ...
نویسنده : حسن میثمی - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٤
 

عجب رسميه رسم زمونه؛قصه‌ي باد و برگ خزونه؛مي رن آدما از اونا فقط؛خاطره هاشون به جا مي مونه=====حادثه‌ي دلخراش زلزله‌ي كرمان را به همه‌ي شما سيب خوشبويي ها و بقيه الله الاعظم(ارواحنا له الفداء)و همچنين خانواده هاي داغدار آن عزيزان تسليت عرض مي كنيم

قال الصادق(ع):مَن زارَها وَجَبْتُ له الجَنّّة

كسي كه مرقد او(حضرت معصومه(س))را زيارت كند بهشت بر او واجب مي گردد.

حضرت معصومه(س)؛چشمه‌ي جوشان كوثر

::::::::::::بدون شرح::::::::::::

هر روز به سختي درد مي كشد،و هر شب رنج و بيماري به سراغش مي رود،در ميان برادري غم خوار،و پدري مهربان و ناله كننده اي بي طاقت و بر سينه كوبنده اي گريان افتاده است،اما او در حالت بيهوشي و سكرات مرگ و غم و اندوه بسيار،و ناله‌ي دردناك،و درد جان كندن،با انتظاري رنج آور دست به گريبان است.پس از مرگ او را مأيوس وار در كفن پيچانده،در حالي كه تسليم و آرام است برمي دارند و بر تابوت مي گذارند.

خسته و لاغر به سفر آخرت مي رود،كه فرزندان و برادران،او را به دوش كشيده تا سرمنزل غربت،آن جا كه ديگر او را نمي بينند و آن جا كه جايگاه وحشت است پيش مي برند.

اما هنگامي كه تشييع كنندگان بروند و مصيبت زدگان بازگردند در گودال قبر نشانده براي پرسش حيرت آور و امتحان لغزش زا،زمزمه‌ي غم آلود دارد.و بزرگترين بلاي آن جا فرود آمدن در آتش سوزان دوزخ و برافروختگي شعله ها و نعره هاي آتش است؛كه نه يك لحظه آرام گيرد تا استراحت كند و نه آرامشي وجود دارد كه از درد او بكاهد و نه قدرتي كه مانع كيفر او شود،نه مرگي كه او را از اين همه ناراحتي برهاند و نه خوابي كه اندوهش را برطرف سازد.

در ميان انواع مرگ ها و ساعت هاي مجازات گوناگون گرفتار است.به خدا پناه مي بريم

اِنّا بِاللهِ عائِذون

خطبه‌ي 83؛فراز 12،ترجمه‌ي آقاي دشتي

::::::::::::مسيح قائم...The Risen Lord::::::::::::

برادر مي تواني به من غذا بدهي
و يك جرعه شراب،
من زماني طولاني
در اين راه سفر كرده ام،
و شگفتي ها ديده ام،
از همه عجيب تر اين كه،
بي گمان چهره‌ي مسيح قائم را ديده ام؛
در شبي اين چنين،
غريبه اي در جاده آمد،
ديدم تلو تلو مي خورد،شنيدم افتاد،
بارش را گرفتم و كمكش كردم،
هر چه پيش تر رفتيم،
بار سنگين تر شد،
يقين دارم من سنگيني دنياي ديگر را
حس كرده ام...

از ترانه هاي كريس دِ برگ

مِن ذُريَّتي اَلمَهديُّ إذا خَرَجَ نَزَلَ عيسيَ بنُ مَرْيَمَ لِنُصرَتِه فَقَد دَمَه و صَلّي خَلْفَه

از ذريه‌ي من مهدي(عج)است كه وقتي قيام كند،عيسي بن مريم(ع)براي ياري او نزول مي كند و او را پيش مي فرستد و پشت سرش نماز مي گذارد.

پيامبر اكرم(ص)،امالي صدوق،ص181

ميلادش فرخنده باد.


اين هفته ديگه مقدمه ننوشتم...از خانم دلارام هم تشكر مي كنيم كه از نهج البلاغه مطلب قشنگي به ما دادند.

شميم نوشته بود:

سلام اول يه انتقاد اين بنر بالاي صفحه اصلا قشنگ نيست ادم ياد پيامهاي بازرگاني ميافته ميشه به جاي اون يه عكس يا نوشته خيلي زيبا مربوط به وبلاگ گذاشت .در مورد متن هم كه لذت بردم به قول يه بنده خدا .التماس دعا بفداي مولاي غريبمون.يامولا علي ادركنا بظهورالحجة

  • عرض شود كه در مورد بنر بالاي صفحه من خيلي حساس هستم...از اين كه اين موضوع را به من گفتيد ممنون...ان شاءالله اصلاح مي شه.

اميد خان هم :

باسلام و خسته نباشيد وتشكر. روز به روز وبلاگتان بهتر ميشه ودرخواستم اين است كه متن هاي كوتاه مثل بستني بيشتر بنويسيد ياعلي مدد

  • اميد خان:ديگه متن كوتاه تر از اين چيزهايي كه مي نويسم ديگه پيدا نمي كنم.يك كم عادت كنيد كه متن هاي بلند تر رو هم بخونيد. البته شايد چشم آدم ياري نمي كنه...چون بالاخره نمايشگر ها چشم ها رو خسته مي كنه.


 
comment نظرات ()