امام حسن(ع)؛سیب خوشبو

هفته نامه ای که دیگر در www.sibekhoshboo.ir به روز می شود

ليله القدر خير من الف شهر...
نویسنده : حسن میثمی - ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٢٢
 

با عرض سلام خدمت شما دوستان خوبم؛

اول اين كه فرارسيدن ايام ضربت خوردن و شهادت مولاي متقيان علي(عليه السلام)را بر همه‌ي شما تسليت عرض مي كنم.بعدش باز هم تشكر از اين كه لطف كرديد و با پيام هاي تبريك خود ما رو مفتخر نموديد.اين هفته با همه‌ي هفته ها فرق مي كنه.همون طوري كه اين ماه با بقيه ماه هاي متفاوته!اين هفته سه شب داره كه گل اين ماهه.اما ديگه خودموني بگم خيلي بايد از مرحله پرت باشيم تا اين سه شب رو از دست بديم.البته خيلي معذرت مي خوام كه اين جوري صحبت مي كنم.به هر حال ما نسبت به وظيفه‌ي خودمون سعي مي كنيم اين سه شب رو به شما بشناسونيم تا ان شاءالله اگر شما اين شب ها سيمتون به خدا وصل شد ما رو و تمام سيب خوشبويي ها رو از ياد نبريد.يا علي.التماس دعا

....................::فزت و رب الكعبة::....................

شب 19 ماه رمضان است.علي(عليه السلام)پس از شب زنده داري براي اقامه‌ي نماز صبح به مسجد كوفه مي رود.مي خواهد ديگر براي هميشه از ظلم مردم راحت شود...براي هميشه پيش معشوق خود برود...يا علي!به مسجد نرو!اين را مرغابي ها مي گويند...و واي به حال مردمان كه او را درك نكردند...نماز در حال اقامه است...شمر ملعون آماده‌ي اجراي دستور شوم قطامه...شمشير زهر آلودش را بر مي گيرد و...

«به خداي كعبه رستگار شدم»

اين يتيمان كوفه هستند...آري...همه صف كشيده اند...چرا؟براي اين كه امشب علي ديگر برايشان شير نياورده...ديگر فهميده اند كه چه كسي در دل شب به آن ها غذا مي رسانده...حال آمده اند عيادت...چرا در دست هر كدام يك كاسه‌ي شير است؟آخر گفته اند كه زهر شمشير شمر فقط با شير ناكار مي شود...اما علي شير ها را نمي پذيرد...يتيمان گريه مي كنند...

آن حسن(ع)و حسين(ع)هستند كه كنار علي(ع)نشسته اند و مي گريند؟آري...ديگر پدر نمي تواند بماند...مي خواهد به سفر برود و كوفه را تنها گذارد...مي خواهد به ديدار فاطمه(س)رود...آه...يا علي...خداحافظ...

صداي يارب يارب مولا نمي آيد به گوش ===ماتم گرفته كوچه و گلدسته ها گشته خاموش

شفا گرفته مرتضي ===كوفه شده غرق عزا

بر همگان تسليت باد.

....................::ليلة القدر خيرٌ من الفِ شهر...::....................

حتما مي دونيد كه امشب(پنج شنبه شب)و شنبه شب و دوشنبه شب سه شبي است كه به شب هاي قدر معروفند.اما اين شب هاي قدر چه برتري اي نسبت به شب هاي ديگر دارد؟

طبق اخبار و روايات رسيده شب قدر همان شبي است كه در تمام سال شبي به خوبي و فضيلت آن نمي رسد و عمل در آن بهتر است از هزار ماه(حدودا 80 سال)و در آن شب ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار بر زمين نازل مي شوند و به خدمت امام زمان(ارواحنا له الفداء)مشرف مي شوند و آن چه را براي هر كس مقدر شده براي امام زمان(عج)عرض مي كنند.

اما اين شب چه موقع است؟

سه شب را احتمال داده اند كه در اين سه شب احتمال شب بيست و سوم از دو شب ديگر بيشتر است.اما به طور 100% نمي دانيم كه كدام شب است كه اين خصوصيات را دارد.

براي اطلاعات از اعمال مشتركه و خاص اين سه شب به كتاب مفاتيح الجنان مراجعه نماييد.

التماس دعا

....................::پيامبر و مشركان(مطلب درخواستي دوست عزيز؛شكيبا)::....................

پيامبر(صلي الله عليه و آله)از شروع دعوت آشكار مورد آزار و اذيت مشركان و كفار قرار گرفت.اما لازم به ذكر است قبل از دعوت آشكارا هم اين آزار و اذيت ها بوده ولي به اين شدتي كه پس از دعوت آشكارا بوده شدت نداشته است.كفار و مشركان سعي بر اين داشتند كه اهداف پيامبر را ناتمام بگذارند تا خودشان به اهداف شومشان برسند.اما پيامبر(ص)با صبر زيادي كه داشتند بر اين سختي ها فائق آمدند و توانستند اهداف خود را نه به طور كامل اما به طور واقعاً عالي(در آن شرايط)انجام دهند.هم چنان كفار و مشركان با مسخره كردن و شكنجه كردن و مورد استهزاء قرار دادن رهروان پيامبر(ص)مي خواستند تا آن ها را از راه روشن خود منحرف سازند.اما در يك كلمه راحت بگويم؛نتوانستند.از نمونه هاي اين آزار و اذيت ها مي توان به شكنجه هاي خانواده‌ي ياسر نام برد.و هم چنين داستاني ديگر روايت شده كه ما براي اطلاع خوانندگان مختصراً اين جا عرض مي كنيم و در همين جا بحث را خاتمه مي دهيم:

در يكي از روز هاي آغاز آشكار شدن اسلام پيامبر(ص)در حالي كه لباسي تميز پوشيده بود طبق معمول براي عبادت به كعبه آمدند.مشركان كينه توز شكمبه‌ي شتري برداشته و به طرف آن حضرت افكندند.پيامبر(ص)با ناراحتي شديد نزد عمويش آمد و فرمود:«اي عمو!حسب(ارزش) مرا نزد خود چگونه مي بيني؟»
ابوطالب:اي برادرزاده!مر چه شده؟»
پيامبر(ص)ماجرا را براي ابوطالب بازگو كردند.ابوطالب برادرش حمزه را طلبيد و شمشير به دست گرفت و به حمزه(عليه الرحمة)فرمود:«شكمبه را بردار.»آن گاه ابوطالب،حمزه و پيامبر(ص)هر سه نزد مشركان رفتند و ابوطالب به حمزه گفت:«شكمبه را بر سبيل همه‌ي اين مشركان بمال.»
حمزه هم با كمال شجاعت اين دستور را اجرا نمود.آن گاه ابوطالب متوجه پيامبر(ص)شد و گفت:«اي برادرزاده!اين است موقعيت تو در نزد ما.»

....................::زيارت امام حسن(ع)(مطلب درخواستي دوست گرامي؛حسين كاظمي)::....................

زيارت امام حسن(ع)در مفاتيح الجنان صفحه‌ي 99 در باب اول (ادعيه) آمده است.من همانطور كه هفته‌ي گذشته گفتم از قصد متن را اين جا نياوردم تا خود شما برويد و مفاتيح را باز كنيد.يك بار ديگر هم مي گويم:انسان هر چه با اين كتاب ها بيشتر انس بگيرد بهتر است.

يا علي مدد

....................::و اما ميكروفون::....................

خواننده‌ي محترم؛اميد خان:

بابا ما كه در خدمتيم.ان شاء الله موفق باشي.ايميلت را هم بنويس استفاده كنيم.

دوست عزيز؛آقاي شكيبا:

مطلب شما اين هفته در وبلاگ زده شده.مي توانيد استفاده كنيد.البته خيلي مختصر است و بيان صبر پيامبر(ص)در اين چند خط نمي گنجد.

همراه گرامي؛آقاي عنور ناصر:

خيلي ممنون كه وبلاگ را دنبال مي كنيد و مطالبش رو مي خونيد.

يار ارجمند؛آقاي مهاجر:

خيلي ممنون.مطمئناً همين طوره.مسئوليت من خيلي سنگين تر مي شه.چشم،در مورد انتخاب مطالب هم وسواس بيشتري به خرج مي دهم.

وبلاگ نويس محترم؛آقاي مسيحا:

ان شاء الله هممون از شب قدر به طور اتم و اكمل بهره ببريم.


دوستان گرامي؛از اين كه اين هفته مطالب وبلاگ كمتر بود شرمنده.راستش سرم خيلي شلوغ بود.ان شاءالله هفته‌ي بعد جبران مي كنيم.

ضمنا نماز جمعه‌ي اين هفته هم در مصلي و به امامت مقام معظم رهبري برگزار مي گردد.


 
comment نظرات ()