امام حسن(ع)؛سیب خوشبو

هفته نامه ای که دیگر در www.sibekhoshboo.ir به روز می شود

سيب خوشبو...خوش آمدي...عيدتون مبارك
نویسنده : حسن میثمی - ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱۸
 

سلام؛

از اين كه دير به دير خدمتتون مي رسم شرمنده.آخه دستگاه من دچار مشكلي شده بود كه نمي توانستم وارد مديريت كاربر پرشين بلاگ شوم.به خاطر همين زحمت مطلب هفته‌ي پيش را يكي از دوستان كشيد.

خلاصه شرمنده.از هفته هاي قبل همه چيز رو آماده كرده بوديم تا يك هفته قبل از 15 رمضان را در وبلاگ جشن بگيريم.اما عيب نداره!از اين جمعه تا جمعه‌ي ديگه توي وبلاگ جشنه.جشن ميلاد دردانه‌ي پيامبر(ص).هنوز نفهميدي؟صاحب خونه رو مي گم...بابا سيب خوشبو...

يا حسن يابن فاطمه


ــــــــــــــــ.::ميلاد مبارك::.ــــــــــــــــ

تولد امام حسن(ع) چگونگي نامگذاري او

امام حسن(ع)در شب سه شنبه،نيمه‌ي رمضان سال 2 يا 3 هجري،در مدينه ديده به جهان گشود.پيامبر(ص)به «سلْمي»دختر عُمَيْس فرمود:

«پسرم را نزد من بياور.»

سلمي؛حسن(ع)را در ميان پارچه‌ي زرد رنگي پيچيد و نزد آن حضرت برد.پيامبر(ص) پارچه‌ي زرد رنگ را به كنار گذاشت و فرمود:

«مگر من به شما نگفته ام كه نوزاد را با پارچه‌ي زرد قنداق نكنيد؟!»

سلمي همان دم پارچه‌ي زرد ذا به پارچه‌ي سفيد تبديل كرد و حسن(ع) را نزد پيامبر(ص) آورد.پيامبر(ص)در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت.

آن گاه پيامبر(ص)به علي(ع)فرمود:

«نام پسرم را چه گذاشته اي؟»

علي(ع) :من در نامگذاري از شما پيشدستي نمي كنم.

پيامبر(ص) :من نيز در نامگذاري از او از پروردگارم پيشي نمي گيرم.»

در اين هنگام جبرئيل نازل شد و عرض كرد:

«اي محمد!خداوند سلام مي رساند و مي فرمايد:نسبت علي(ع) به تو،همانند نسبت هارون به موسي(ع)است.ولي پيامبري بعد از تو نخواهد بود.بنابراين،اين نوزاد را همنام پسر هارون(برادر موسي)كن.نام او شَبَّر است.»

پيامبر:زبان من عربي است.

جبرئيل:نام او را حسن (كه معني شبر است)بگذار.

عقيقه و صدقه براي سلامتي امام حسن(ع)

روز هفتم ولادت امام حسن(ع) فرا رسيد.پيامبر(ص)گوسفند خوش رنگي را عقيقه (قرباني)كرد و يك ران آن را همراه يك دينار به قابله داد و موي سر حسن(ع) را تراشيد و هم وزن آن؛نقره‌ي مسكوك صدقه داد و سر حسن(ع) را با بوي خوش «خَلوق»1 خوشبو نمود و فرمود:

«ماليدن خون از كارهاي جاهليت است.»

به اين ترتيب،اين شيوه را جايگزين سنت شرك آلود دوران جاهلي نمود.

و مطابق پاره اي از روايات تراشيدن موي سر حسن(ع) و صدقه دادن نقره به اندازه‌ي وزن آن را،حضرت زهرا(عليها السلام)انجام داد.

1-بوي خوش تركيب يافته از زعفران

ــــــــــــــــ.::خيلي مباركه...::.ــــــــــــــــ

آقا خيلي مباركه.اصلا اين هفته شارژ شارژم.همه چيز رو از سيب خوشبو مي خوام و بي برو برگرد بهم مي ده!خيلي كريمه!يكي مي گفت مي دوني كريم يعني چه؟گفتم:نه.گفت كريم يعني اين كه يكي بياد در خونه ات و بخواد كمكت كنه قبل از اينكه تو درخواست كمك كني. امام حسن ما اين جوري بود!يعني قبل از اين كه بخواي بهت هر چي بخواي مي ده!چه برسه به اين كه يك حاجت هم داشته باشي...اما اصل قضيه رو فراموش نكني ها!!همه امامان و معصومين واسطه اند.اصل خود اوستا كريمه.

مبارك باد

خودمونيم تو کمالا کمال حسن رو عشقه

خداييش تو هر چی ماهه جمال حسن رو عشقه

ــــــــــــــــ.::كيك بهشتي مادر بزرگ::.ــــــــــــــــ

پسر كوچكي براي مادر بزرگش توضيح مي داد كه چگونه همه‌ي چيز ها ايراد دارند؛مدرسه،خانواده، دوستان و…

در اين هنگام مادر بزرگ كه مشغول پختن كيك است،از پسر كوچولو مي پرسد كه آيا كيك دوست دارد كه پاسخ پسر كوچولو البته مثبت است.

ـ روغن چطور؟

ـ نه!

ـ و حالا دو تا تخم مرغ.

ـ نه مادر بزرگ!

ـ آرد چي؟از آرد خوشت مي آيد؟جوش شيرين چطور؟

ـ نه مادر بزرگ!حالم از آن ها بهم مي خورد.

ـ بله؛همه‌ي اين ها چيز ها،به تنهايي بد به نظر مي رسند.اما وقتي به درستي با هم مخلوط شوند،يك كيك خوشمزه درست مي شود.خداوند هم به همين ترتيب عمل مي كند.خيلي از اوقات تعجب مي كنيم كه چرا خداوند بايد بگذارد ما چنين دوران سختي را بگذرانيم.اما او مي داند كه وقتي همه‌ي اين سختي ها را به درستي كنار هم قرار دهد؛نتيجه،هميشه خوب است!ما تنها بايد به او اعتماد كنيم،و در نهايت همه‌ي اين پيشامد ها با هم به يك نتيجه‌ي فوق العاده مي رسند.

ــــــــــــــــ.::دست همگي درد نكنه.زحمت كشيديد::.ــــــــــــــــ

بابت نظر ها خيلي ممنون.اين هفته كولاك نظر بود.تا حالا وبلاگ سيب خوشبو اين جوري شو نديده بود.حالا ما هم تصميميديم كه جواب نظرها رو بديم.تا تو خماريش نمونين خداي نكرده.ان شاء الله كه ادامه داشته باشه...

دوست خوبم؛شكيبا:

مطلب درخواستي شما هفته‌ي آينده در وبلاگ زده مي شود.حتماً تشريف بيار و بخونش.دستت درد نكنه.

عضو گرامي؛حسين آقا:

دست شما درد نكنه!شرمندمون كردي!باز هم سر بزن و مطلب بفرست.

آقا بابك:

خوش آمدي.قدمت روي چشم.باز هم تشريف بيار.يا علي!

دوست خوبم؛عنور ناصر:

ممنون از نظر خوبت.باز هم سر بزن

برادر خوبم؛حسين آقا؛

هفته‌‌ي ديگه چيزي رو كه خواسته بودي در مفاتيح پيدا مي كنم و صفحه اش رو بهت مي گم.بهتره كه خودت بري و بخونيش.با اين جور كتاب ها آدم هر چي بيشتر مأنوس بشه بهتره.به نفع خودشه.به هر حال همه جوره در خدمتم.

آقاي مهاجر:

بزرگي از خودتونه.آدرس مسجد شهدا هم رو مي نويسم:اتوبان شهيد محلاتي(آهنگ)-نرسيده به ميدان شهيد محلاتي.اون جا هر شب برنامه است.اگه رفتيد ما رو هم دعا كنيد.

با ارادت

حسن

منتظر نظر هاي بعديتان هستم...


 
comment نظرات ()