امام حسن(ع)؛سیب خوشبو

هفته نامه ای که دیگر در www.sibekhoshboo.ir به روز می شود

بیعت کنُ بدون شرط
نویسنده : حسن میثمی - ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۱٥
 

دِشب زمين از نور جاری و ساری مولای متقيان محروم شد و امروز بيست و يکم ماه مبارک رمضان سال 40 از هجرت است و بعد از خطبه تاريخی حسن بن علی (ع) مردم کوفه يک يک دست بيعت با او می دهند. و زمين هنوز پابرجاست زيرا دومين حجت خدا بر روی زمين وارد عرصه حکومت، که يکی از مهمترين وظايف ولايت است شد.

نگاه کن! ببين چه کسانی دستهای فرزند زيبای فاطمه(س) را می فشارند. از دريچه کوچک چشمها می توان چيزهای زيادی دريافت. اما او می داند که بايد حکم به ظاهر کند، گرچه باطنشان را بهتر از خودشان می شناسد.

لبخند بر لبانش کافيست برای اينکه يک عمر در رکابش باشی. پس فقط نگاهش کن و منتظر بمان که نوبت ما هم می رسد.

اين مرد را می شناسی؟ او ابوبرده ، پسر ابوموسی اشعری است. او و بيعت با حسن بن علی(ع)!!!

همين ابوبرده به همراه عماره بن الوليد، عمربن سعد، حجربن عمرو و اسماعيل و اسحاق دو پسر طلحه بن عبيدالله و چندين نفر ديگر بودند که به معاويه نامه نوشتند که هروقت سپاهت به اردوگاه حسن بن علی نزديک شود، او را دست بسته تسليمت می کنيم يا او را می کشيم.

شنيدم معاويه هم جواب نامه شان را بی درنگ داده که اگر حسن (ع) را بکشید پاداشت صد درهم است با فرماندهی يکی از لشکرهای شام و ازدواج با يکی از دخترانم.

يقينا زرهی که حسن(ع) به تن کرده نشانه اصلاع از اين نامه نگاری هاست و به همين دليل بود که تير آن ملعون فريفته دنيا نتوانست بدو آسيبی برساند.

امام(ع) دستش را محکم فشرد و لبخند معناداری به او زد. اما چه سود که آنان در تمام لحظات در حال خلوت کردن با شيطانهای خود هستند و گرنه کيست که نور آشکار را نبيند؟

ای وای خوارج هم آمدند. عقب تر بنشين من از آنها متنفرم. عبدالله بن وهب الراسبی، شبث بن ربعی، عبدلله بن الکواء و اشعث بن قيس و دار ودست هشان.

شبث را می بطنی چه متکبرانه به گل صورت کريم آل طه می نگرد! او هم با معاويه هم پيمان است.

گوش بده، چه می گويند؟ شرط برای بيعت! اين صورتش را نديده بودم.! به شرط جنگيدن با معاويه با تو بيعت می کنيم. امام(ع) را ببين دستش را کشيد و دارد می گويد بايد به شرط اطاعت کامل و پيروی بی قيد و شرط در جنگ و صلح با من بيعت کنيد. چقدر از ته دل خرسند شدم. کوه غرورشان چنان شکست که صدايش را همه شنيدند.

برويد هرگاه توانستيد بدون قيد و شرط با امام زمانتان بمانيد بياييد. وای اينها ديگر چه قومی هستند! دست بيعت به سوی حسين(ع) دراز کردند.

- ياحسين بن علی! دست بگشا تا با تو بيعت کنيم، همانطور که با پدرت بيعت کرديم و به اين شرط که با متجاوزان و گمراهان شامی بجنگی.

حسين(ع) شرمنده از برادر، راسخ و استوار جواب داد: معاذلله که تا حسن(ع) زنده است بيعت شما را بپذيرم.

سنگريزه های کوه غرور زير پای حق خرد شد و باز دستشان را به سمت حسن(ع) بردند و بيعت کردند. آه از اين قوم بی حیا. مغيره بن شعبه درباره شان می گفت: اگر دو روز در شهری بمانند ، هرکس را که با آنان معاشرت کند را فاسد می سازند. اعوذ بالله من الشر الهمزات الشياطين

اينان که آن گوشه مسجد می بينی گروه شکاک ها هستند. بعضی می گويند تحت تأثير تبليغات خوارج قرار گرفتند و پيوسته در حال شک و ترديدند. برخی آنان را کافر می دانند چون در اصل دين تردید و تزلزل دارند. خلاصه آنها جمعی از ساکنان کوفه اند که خودبه خود نه قصد نيکی دارنند و نه توان بدی فقط وسيله شر وفساد و آلت بی اراده ای در دست اخلالگران و فتنه جويان هستند.آنها هم با امام(ع) بيعت کردند.

خدا رحم کند! فرمانده لشکر حمراء نيز امده همراه با سپاهيانش. بيست هزار مرد مسلح کوفی! می گويند از طايفه بنی عبد القيس اند ولی اصلشان حتی عرب هم نيست. نژاد مخلوط از بردگان و موالی که بيشترشان اولاد کنيزکان ايرانی اند که در سال های 12 تا 17 در عين المتر و جلولاء اسير شدند. آنها در مقابل پول دست به هر جنايتی می زنند و شمشير برنده در دست جباران می باشند. قصدشان از بيعت با حسن مجتبی(ع) چيست؟!

ديگر مردمان را بنگر، برايشان فرقی نمی کند با که بيعت کنند اگر معاويه اينجا بود لابد با او بيعت می کردند. چه دنيای دونیست.!

فقط دلم به چند محب پسران رسول خدا(ص) خوش است. نگاهشان که می کنم دلم قرص می شود. آنجا نشسته اند. همانها که اولين نفرات بيعت کننده بودند.

هی، صحبت بس است. نوبت به ما رسيد. بلند شو برادر دير می شود.

 


 
comment نظرات ()